السيد جعفر السجادي
230
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
و قوانينى است كه دلالت مىكند بر اينكه جهنم و عذاب و آلام و شرور موجود در آن براى اهل جهنم دايمى و ابدى است همانطور كه بهشت و نعمتها و خيرات و لذايذ حاصل در آن براى اهل بهشت دايمى و ابدى است هر چند دوام در هر كدام به معناى ديگرى است و شما خود مىدانيد كه نظام دنيا ( كه پستترين عوالم وجود است ) استقرار نمىيابد مگر به وجود نفوسى داراى غلظت و شقاوت و قلوبى داراى شقاوت و قساوت ( كه به حكم ذات و فطرت آغشته به غلظت و شقاوت و قساوت ، مرتكب مظالم و تجاوز به حقوق و حدود و نواميس ديگران مىشوند كه همه از خصوصيات و لوازم نظامى دنيوى است ) . « 1 » و اگر همه مردم با داشتن نفوسى پرهيزگار و دلهايى ترسان از عقاب الهى اهل سعادت بودند ( و هيچگونه ظلم و شقاوت و قساوت و تعدى و تجاوزى در دار دنيا نمىبود ) هر آينه نظام دنيا به علت نبودن افرادى ظالم و ستمكار و مرتكب اعمالى مناسب با سازمان اين نظام از قبيل فراعنه و دجال صفتان و انسانهاى شيطان صفت فريبنده و مكار و نفوس بهيميهاى مانند جهال كفار ، مختل و معطل مىگرديد ( زيرا هر چند بسيارى از اعمال و افعال آنان ظلم و طغيان و گناه و عصيان است ولى در عين حال مناسب با نظام دنيا و حفظ حدود و پارهاى از ضروريات حيات دنيوى است ) و در حديث آمده است كه خدا مىفرمايد « انّى جَعَلْتُ معصيةَ آدمَ سبباً لعمارةِ العالم » يعنى من گناهان بنى آدم را سبب بقاى نظام دنيا و موجب عمران و آبادى آن عالم قرار دادم . و در قرآن مجيد مىگويد « وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ » ( سورهء سجده ، آيهء 13 ) يعنى اگر ما مىخواستيم هر آينه راه هدايت و رستگارى را به هر نفسى نشان مىداديم و او را بدان رهبرى مىكرديم لكن سخنى به راستى و حقيقت گفتهايم و آن سخن اين است كه ما جهنم را از جن و انس پر خواهيم كرد و همه در آن جاى و مأوايى دارند . لكن به اراده و قضاى الهى لازم نافذ و مؤثر در قدر ، حكم و فرمان الهى به وجود سعدا و اشقيا با هم ثابت و مبرهن گرديد . پس هنگامى كه ( طبق اصول و قوانين فلسفى ) وجود هر طايفهاى ( از سعدا و اشقيا ) بر حسب قضاى نافذ الهى و به مقتضاى ظهور اسمى از اسماى ربانى ( در مظهرى از مظاهر مناسب با آن اسم ) بوده باشد ، بنابر اين براى وجود آنها غاياتى طبيعى و منازلى ذاتى و فطرى است و مسلم است كه رجوع و بازگشت به امور ذاتى كه فطرى و جبلى اشيا و اشخاصاند امرى لذيذ و ملايم با طبع آنها است ، هر چند مدت طولانى و زمان بسيارى از آن غايات مفارقت داشته و زمان طويلى ( يعنى از آغاز خلقت تا ظهور روز قيامت ) ما بين آن اشياء و غايات طبيعى و منازل فطرى و سكونت و استقرار در آنها حايل و فاصل شده باشد و خداى متعال به جميع اسما در جميع مقامات و مراتب ( عاليه و متوسطه و سافله ) وجود تجلى مىكند ( و از تجلى او در هر مقام و مرتبهاى مظهرى از مظاهر اسما و صفات به عرصه وجود قدم مىنهد ) . پس او هم رحمن است ( كه به مقتضاى اين اسم و رحمت رحمانيه فيضش عام و شامل كليهء
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، صص 440 - 445 .